سلام
ثبت می کنم خاطرات سفر به مدینه و مکه رو که هیچوقت یادم نره چه سعادتی خدا نصیبم کرد و شاید من اونجور که باید و شاید قدر ندونستم ....
ما یکشنبه ۲ فرودین ساعت ۲:۲۰ نیمه شب پرواز داشتیم به مدینه ( که البته میشه به عبارتی ۳ فروردین ) ولی تاخیر داشت و ساعت ۳:۳۰ پرید! در نتیجه ما از ساعت ۱۰:۳۰ شب که سر کارواندار فرموده بودن باید حتما ۴ساعت قبل از پرواز تو فرودگاه باشید علاف بودیم ...
ولی با گرفتن شماره صندلیامون (که تا متوجه شدن ما تازه به جمیع متاهلان پیوسته ایم به گفته خودشون به عنوان هدیه ٬ بهمون بیزنس کلاس دادن) خستگیمون در رفت و در نتیجه کلی کیفور شدیم و لذت بردیم !
خلاصه که چند روز اقامت تو مدینه با رفتن به مسجد النبی و فروشگاه ها و زیارت های دوره ای که میگذاشتن از جمله مسجد قبا و ذوالقبلتین و مسجد شیعیان و مسجد سلمان فارسی و احد و... گذشت ٬ ولی عجب ابهتی داشت مسجد النبی چقدر عظیم بود فقط حیف که انقدر تبعیض بین خانوم ها و آقایون قرار دادن ٬ اون مسجدالنبی با اون همه عظمتش و اون همه دری که براش گذاشتن ورود خانوم ها رو محدود کردن و فقط از ۲ ٬ ۳ تا در بیشتر نمیتونن وارد بشن و ساعت گذاشتن که مثلا ۱:۳۰ تا ۳:۳۰ از این در و اگه نرفتی باید برای ورود مسجد رو دور بزنی و تو اون گرما و برق آفتاب اون همه راه بری تا بتونی از یه در دیگه بری داخل یا مثلا قبرستان بقیع که واسه خانوما ممنوع و فقط می تونی از پشت نرده هاش نگاه کنی ....
روز آخر مدینه هم تو مسجد شجره محرم شدیم و همه ی اینا به یه طرف رفتن به مکه و تقریبا ۵ ٬ ۶ ساعت با لباس احرام تو راه بودنم به یه طرف....
اعمال رو فردا صبحش رفتیم مسجدالحرام انجام دادیم چون ساعت ۲ شب رسیدیم مکه گفتن استراحت کنید بعدا اعمال رو به جا میاریم ...
وای که وصف دیدن کعبه برای اولین بار که جلوی چشمات نمایان میشه واقعا تو جملات نمی گنجه ٬ واقعا شکوهش زبون آدم رو بند میاره تنها کاری که با هر بار دیدنه خانه خدا انجام میدادم این بود که لحظه به لحظه اون دیدن ها رو با تمام وجود و با ولع به ذهنم بسپارم جدای همه نماز ها و عبادت ها لذت بخش ترین کار برای من نشستن روی پله های مسجد الحرام رو به کعبه و زل زدن به آرامش بخش ترین نقطه هستی بود ... وقتی اونجایی کلا زمان رو فراموش می کنی.
الان که دارم راجع بهش می نویسم اشک توی چشمام جمع شده واقعا وقتی میری و می بینی کعبه رو دیگه دلت نمی خواد چشم ازش برداری جداً یعنی جایی هم هست که بالاتر و بهتر از این مکان باشه؟
واقعا وقتی می گن : "اونایی که میرن و میبینن بیشتر دلشون هوای دوباره دیدن می کنه" راست میگن ٬ حالا تازه می فهمم چه نعمتی داشتم این چند روز و خوب ازش بهره نبردم یعنی حتی اگه به من باشه میگم روزهای موندن تو مدینه با اینکه اونجا هم حال و هوای خودش رو داره کمتر بشه و به روزای موندن تو مکه اضافه بشه ...
آخ که هرچی بگم از کعبه کم گفتم انقدر آروم بودم که دلم می خواست تا ابد همونجور باقی بمونم به هیچ چیز فکر نمیکردم همه دلشوره ها و غم ها و نگرانی ها ازم فاصله گرفته بودن .......
خلاصه که ۱۵ فروردین شنبه ساعت ۶:۵۰ صبح پرواز داشتیم که باز هم با تاخیر ۸ صبح راه افتاد و ما باز هم با گرفتن هدیه همچنان در قسمت بیزنس کلاس نشستیدیم و دوباره بس فراوان خستگی به در بردیم! 
اگه بخوام بازم تعریف کنم یه کتاب حرف برای گفتن دارم تا همینجاها فعلا کافیه .
-----------------------------------
۱ : فقط میتونم بگم شکرت و شکرت و شکرت چقدر بهم لطف داشتی که من و با همچین جایی آشنا کردی ٬ چقدر با گذشتی و بزرگ ... ازت تمنا میکنم من و به خاطر کاستی هایی که داشتم عفو کن و قسمتم کن دفعه بعد با علم بیشتر بهت بیام و قدر نعمتی که بهم دادی رو بیشتر بدونم ... آمین
۲: می دونی بهترین عیدی که بهم دادی چی بود؟ اینکه یک روز قبل از برگشتمون نزدیکای غروب رو پله های رو به کعبه نشسته باشی و همینجوری شوشو بهت قرآن بده و تو باز کنی و ببینی سوره حج امده یعنی به تمام معنا حالم دگرگون شد با دیدن این سوره ٬ ثبت میکنم که هیچوقت این عیدیت رو فراموش نکنم (سوره حج آیه ۵۶ )
۳ : همه جاهای دیدنی بازسازی شده ٬ برای همین وقتی میری و کوه ثور و غار حرا رو می بینی تازه درک می کنی عظمت حضرت محمد (ص) و توانایی که داشتن رو ...
۴ : عیدی بود این عید ۱۳۸۸ بسی به یـــــــــــــــــــــاد ماندنی !
۵ : شوشو مرسی که همسفر خوبی بودی برام تو این تقریبا ۲ هفته ٬ انشالله که تا آخر آخرش مثل الان و این تقریبا ۵ سال و ۳ ماه ( که میکنه به عبارتی ۶سال و ۳ماه ! ) همسفری خوب و تکیه گاهی محکم برام باشی و امیدوارم منم بتونم خوب باشم ( که البته خیلــــــــــــــــــــی هم هستم
)٬ آمین .
۶ : وای وای کی حال داره از فردا پاشه بره دانشگاه اونم از کله سحر تا شب ؟
۷ : به یاد تمامی بچه های وبلاگستان که می خوندمشون هم بودم و براشون دعا کردم جای همگی خالی بود چه اونایی که رفته بودن و چه اونایی که قرار بعدا برن ...
-----------------------------------------
امضا : بهار آرومٍ شیطونِ حرف گوش کنِ بدونه گوش!!!